بحران روانی در یک مجموعه مسکونی یا گروه ها کاپیتان شهریور ۸, ۱۴۰۴

بحران روانی در یک مجموعه مسکونی یا گروه ها

مجله مدیران دوراندیش

بحران روانی در یک مجموعه

همیشه بحران روانی در یک مجموعه (محیط کار، سازمان یا تیم) به وضعیتی سخت و حاد بربای ساکنین یا افرادی که در آن مجموعه هستند اشاره دارد که سلامت روان افراد ( ساکن یا کارکنان ) به طور جدی تحت تأثیر عوامل منفی قرار گرفته ، روند پیشرفت عملکرد فردی ، جمعی و سازمان را مختل می ‌کند. این بحران می ‌تواند به اشکال گوناگون ظاهر و آشکار شود و پیامدهای گسترده‌ای  در حد غیر قابل جبران داشته باشد. درک اجزای آن برای مدیریت صحیح حیاتی است:

علائم و نشانه ‌های هشداردهنده بحران روانی در یک مجموعه:

  1. افزایش چشمگیر فرار از مجموعه ، غیبت‌ ها و مرخصی‌ های استعلاجی: کارکنان به دلایل مرتبط با استرس، اضطراب، افسردگی یا فرسودگی شغلی (Burnout) غیبت می ‌کنند.
  2. کاهش شدید بهره‌وری و کیفیت کار: تمرکز ضعیف، بی ‌دقتی، اشتباهات مکرر، از دست دادن انگیزه و خلاقیت.
  3. افزایش تنش و درگیری: اختلافات بین فردی شدید، جر و بحث ‌های مکرر، جو سمی، قلدری (Bullying) یا آزار و اذیت (Harassment).
  4. علائم جسمانی گسترده: گزارش‌ های مکرر سردرد، دردهای عضلانی، مشکلات گوارشی، خستگی مزمن و بی‌ خوابی که ریشه روان ‌تنی دارند.
  5. نگرش ‌های منفی فراگیر: بدبینی، ناامیدی، احساس درماندگی، بی ‌احترامی به مدیریت و همکاران، کاهش تعهد سازمانی.
  6. فرسودگی شغلی (Burnout) اپیدمیک: تعداد زیادی از کارکنان علائم فرسودگی مانند خستگی عاطفی و جسمی شدید، بدبینی و کاهش حس موفقیت شخصی را نشان می‌ دهند.
  7. افزایش ترک خدمت: استعفاهای غیر منتظره و با تعداد بالا، به خصوص در میان نیروهای مستعد و با تجربه.
  8. مشکلات ارتباطی حاد: ارتباطات مخرب، گوش ندادن، سوء تفاهم‌ های مداوم، انزوا و دوری کارکنان از یکدیگر.
  9. استرس و اضطراب قابل مشاهده: کارکنان به وضوح عصبی، بی ‌قرار، تحریک‌ پذیر یا دائماً نگران به نظر می ‌رسند.
  10. استفاده نامناسب از مکانیزم‌ های مقابله‌ ای: افزایش مصرف سیگار، قهوه، یا حتی سوء مصرف مواد در محل کار (یا گزارش آن در خارج).

عوامل ایجادکننده یا تشدید کننده بحران روانی در مجموعه:

الف)  فشار کاری بی‌ وقفه و غیر واقع ‌بینانه : حجم کار بیش از حد، ضرب‌ الاجل‌ های غیرممکن، انتظارات متناقض.

ب) مدیریت ضعیف و سمی: رهبری استبدادی، بی‌کفایتی مدیران، تبعیض، بی‌ عدالتی، عدم شناخت و قدردانی، ارتباطات نامناسب، فقدان حمایت.

پ) فرهنگ سازمانی ناسالم: جو مبتنی بر ترس، رقابت ناسالم، عدم امنیت روانی (ترس از اشتباه یا ابراز نظر)، بی‌ احترامی، شایعه ‌پراکنی.

ت) ابهام در نقش و مسئولیت‌ ها: کارکنان نمی‌ دانند دقیقاً چه انتظاری از آنها می‌ رود یا با همکاران هم ‌پوشانی وظایف دارند.

ث)  عدم تعادل بین کار و زندگی شخصی: ساعات کار بسیار طولانی، انتظار پاسخگویی دائمی (حتی در تعطیلات)، نبود انعطاف.

ج) امنیت شغلی پایین: ترس دائمی از اخراج، بازسازی‌ های مکرر، قراردادهای موقت نامطمئن.

چ)  منابع ناکافی: کمبود نیروی انسانی، تجهیزات قدیمی یا ناکافی، نرم‌ افزارهای نامناسب.

ح) تغییرات سازمانی بزرگ و مدیریت نشده: ادغام، اکتساب، چابک‌ سازی، تغییرات ساختاری سریع بدون همراهی و ارتباطات شفاف.

خ) محیط فیزیکی نامناسب: نور کم، سروصدا، شلوغی، عدم حریم خصوصی.

د)  حوادث بحرانی در سازمان: ورشکستگی، رسوایی، حادثه ایمنی جدی، از دست دادن یک همکار.

ذ) عوامل خارجی تشدید کننده: مشکلات اقتصادی جامعه، بحران‌ های اجتماعی، مشکلات شخصی کارکنان (که در محیط کار تأثیر می‌ گذارد).

پیامدهای بحران روانی در مجموعه:

الف) خروجی کار کاهش یافته و پر از خطا می‌ شود.

ب)  افزایش هزینه‌ها: هزینه ‌های غیبت، هزینه ‌های درمانی، هزینه‌ های استخدام و آموزش نیروی جایگزین.

پ) تخریب اعتبار سازمان: شهرت سازمان به عنوان محل کار نامطلوب آسیب می‌ بیند، جذب استعدادها سخت می‌ شود.

ت)  افزایش ریسک حوادث: خطاهای انسانی ناشی از خستگی و بی‌ دقتی می‌ تواند منجر به حوادث ایمنی شود.

ث) فرسایش سرمایه انسانی: از دست رفتن نیروهای کلیدی، دانش و تجربه سازمانی.

ج) خسارت به سلامت فردی: تشدید مشکلات سلامت روان (افسردگی، اضطراب) و جسمی کارکنان.

چ)  تخریب روحیه تیمی: اعتماد و همکاری از بین می ‌رود، جو بدبینانه حاکم می‌ شود.

راهکارهای مدیریت و پیشگیری از بحران روانی:

الف) تعهد رهبری: مدیریت بالادست (ارشد) باید سلامت روان را به عنوان یک اولویت استراتژیک بپذیرد و در عمل نشان دهد.

ب)  فرهنگ‌ سازی سلامت روان: ایجاد محیط امنیت روانی، تشویق گفتگوهای باز در مورد سلامت روان، کاهش انگ (Stigma) و مسائل مرتبط با آن.

پ)  بررسی منظم (Pulse Surveys): استفاده از نظرسنجی ‌های کوتاه و منظم برای سنجش سلامت روان و رضایت شغلی کارکنان و اقدام بر اساس نتایج.

ت) دسترسی به منابع حمایتی: ارائه برنامه ‌های کمک به کارکنان (EAP) شامل مشاوره رایگان و محرمانه، آموزش مدیران برای شناسایی علائم و ارجاع مناسب.

ث) بازنگری در ساختار سازمانی ، فشار کاری و طراحی شغل: توزیع عادلانه کار، تعیین اهداف واقع ‌بینانه، ایجاد انعطاف در ساعات کار و محل کار (در صورت امکان)، افزایش استقلال.

ج)  ارتقاء تعادل کار و زندگی: احترام به زمان استراحت و تعطیلات، ترویج مرزهای سالم.

چ)  آموزش مدیران: آموزش مهارت ‌های رهبری حمایتی، ارتباطات موثر، مدیریت استرس، شناسایی علائم هشدار و پاسخ مناسب.

ح) بهبود ارتباطات: شفاف‌ سازی اهداف، انتظارات و تغییرات، ایجاد کانال‌ های باز برای بازخورد.

خ)  تشویق و قدردانی: قدردانی منظم و معنادار از تلاش ‌ها و دستاورد ها.

د) ایجاد محیط فیزیکی سالم: بهبود نور، هوا، فضای کار و امکانات استراحت.

ذ)  مداخله در بحران: داشتن پروتکل مشخص برای واکنش سریع و حمایتی در صورت وقوع حوادث بحرانی (مثل بیماری یا مرگ همکار) یا مشاهده علائم شدید در فردی.

نکته کلیدی: بحران روانی در مجموعه یک مشکل ساده و “نرم” نیست؛ یک تهدید جدی برای عملکرد، پایداری و انسانیت سازمان است. نیازمند پیشگیری فعال (ایجاد محیطی سالم و حمایتی)، شناسایی به موقع (توجه به علائم هشدار) و مداخله موثر (حمایت از افراد و رفع علل ریشه‌ای) است. نادیده گرفتن آن هزینه‌ های انسانی و مالی گزافی به همراه خواهد داشت.

مسائل مطرح شده در مجتمع‌ های مسکونی بزرگ از دلایل متنوعی نشأت می‌ گیرند که مهمترین آنها عبارتند از:

۱. ضعف ساز و کارهای نظارتی و پاسخگویی: 

الف) عدم شفافیت در عملکرد مدیران و هیئت مدیره

ب) نبود مکانیسم ‌های مؤثر برای نظارت ساکنان بر تصمیمات مدیریتی

پ) ضعف در سیستم ‌های رسیدگی به شکایات ساکنان

۲. چالش‌ های مدیریتی: 

الف) انتخاب مدیران فاقد صلاحیت حرفه‌ای و اخلاقی

ب) تمرکز قدرت در دست افراد خاص بدون نظارت کافی

پ) سوءاستفاده از موقعیت برای منافع شخصی

۳. مشکلات ساختاری:

الف) پیچیدگی اداره جوامع بزرگ با جمعیت متنوع

ب) فقدان قوانین داخلی شفاف و عادلانه

پ) ناکارآمدی نظام تقسیم هزینه‌ ها و منابع

۴. فرهنگ اجتماعی: 

الف) بی‌ تفاوتی و انفعال برخی ساکنان در مشارکت مدیریتی

ب) عدم آگاهی کافی از حقوق و مسئولیت‌ های شهروندی

پ) رواج روابط غیررسمی به جای حاکمیت قانون

راهکارهای بهبود: 

الف) ایجاد سازوکارهای دموکراتیک برای انتخاب و نظارت بر مدیران

ب)  تدوین اساسنامه و آیین ‌نامه‌ های شفاف با مشارکت همه ساکنان

پ) تشکیل نهادهای ناظر مستقل از هیئت مدیره

ت) آموزش حقوق شهروندی و مسئولیت‌ های اجتماعی

ث) توسعه سامانه‌ های شفاف مالی و گزارش ‌دهی دوره ‌ای

ج) تقویت فرهنگ گفتگو و حل مسالمت‌ آمیز اختلافات

این چالش ‌ها با تقویت نهادهای مدنی، ارتقای شفافیت و افزایش مشارکت جمعی قابل حل هستند. نظام حقوقی نیز با تدوین قوانین کارآمدتر می ‌تواند از حقوق ساکنان حمایت کند.

 

یک دیدگاه بنویسید
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با * مشخص شده اند