30 تیر 1402 در جلسات و میز گرد

متن سخنرانی جلسه گردهمآیی مهندسین پرواز بالگرد شینوک

کاپیتان عبدالله حیدری زفره

به نام زینت بخش دلها

با تبریک روز ولایت اسوه مردانگی و تقوا  امام علی (ع) و با سلام و درود به ارواح پاک شهیدان همه سربازان عروج کرده ایران زمین و روح بلند امام شهیدان و با آرزوی سلامتی برای مقام عظمای ولایت و با سلام و درود و ادای احترام به همه ی شما کهنه سربازان ، اساتید ، پیشکسوتان و یاردگار هشت سال دفاع مقدس و تشکر از بزرگانی که در  پریانی این مراسم در این محفل شکوهمند سربازی زحمت کشیده و چه آنانی که به رغم گرفتاری ها، قدم رنجه فرموده اند .

از همه ممنون و سپاسگزارم ، دست مریزاد و اجرکم عندا… ، برگزاری این جلسه دور از انتظار بود ، به نوبه خود ممنونم.

چه زود گذشت؟

دوران سربازی ، تلاش ها ، بالابردن OR ها، صبحگاه ها دویدن های پر هیاهو برای رفتن به ماموریت ها ،عرق و تعصب به تخصص ها .

دعوت شده به جمع خانواده سربازی با گرایش هوانوردی ، دورهای مقدمات نظامی گری  به آشنایی با چهرهای جدید که با آنان همراه شدیم ، روزهای پرالتهاب دانشجویی ، تخصصی و دوران خدمت در گردان های شنوک.

همه این مراحل و دوره ها که اسمشان زندگی است باهمه تلخی وشیرینی هایش همچون رودی روان گذشت . روزگاری که گذشت ، سرمایه جوانی من و شما بود با همه عطر خوش شادی ها و غبار غم ها که هراز گاه از گوشه و کنار در سراشیبی و سینه کش روزگار بر ما می وزید.

انگار همین دیروز بود که هر روز بعد از آمار در زمین های ورزش حاضر می شدیم

ویا روزهایی که برای انجام ماموریت بالگردی را آماده بکار می کردیم و چه ماموریت هایی رفتیم .خاطراتی شیرین و بیاد ماندنی تا آنجا که هنوز خودم را متعلق به آنان می دانم.

روزگار مثل ابر گذشت .  دست تقدیر مجدد مرا روانه این جمع کرد و باز جاده سرنوشت ، لبخند دیگری زد تا باز سروان و همرزم هایم را دست بوس باشم.

خداوند را باز شاکرم که امروز توفیق توفیق دیدار همرزم هایم را پس از سال ها  میسر ساخته . بزرگ مردانی که در این طی طریق دلبستگی هایشان چشمه سار امید برایم بوده وهست.

اغراق نمی کنم ، هنوز هم  لحظه لحظه خدمت سربازی با شما اساتید ، پبسکسوتان و کهنه سربازان ایران زمین برایم سندی صمیمی ، سرشار از خاطره تلاش و کار است.

آغاز تویی، پایان تویی  بر دشت من، باران تویی   در چشم من، تابان تویی   ایران من ایران من
آن مهر جاویدان تویی  ای در رگانم خون وطن  ای پرچمت ما را کفن     دور از تو بادا اهرمن
ایران من ایران من

سرباز ایران زمین عبدالله حیدری شانزدهم تیرماه 1402

 

 




بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با مرور این وب سایت، با قوانین و مقررات ما موافقت می کنید.
موافقم