هنر درست فکر کردن و اندیشیدن کاپیتان شهریور ۱, ۱۴۰۴

هنر درست فکر کردن و اندیشیدن

مجله مدیران دوراندیش

هنر درست فکر کردن و اندیشیدن

«هنر درست اندیشیدن» تنها یک مهارت فنی نیست، بلکه یک رویکرد فنی به زندگی است که هم «چگونه» را شامل میشود و هم «چه» میخواهد.

بیایید این مفهوم را از دو جنبه بررسی کنیم:

۱. «چگونه» میخواهد؟ (روش و فرآیند)

«هنر درست اندیشیدن» یک فرآیند فعال و مستمر است، نه یک حالت منفعل. روش آن ترکیبی از نظم و خلاقیت است:

بدگمانی سازنده: نقطه شروع آن، پذیرش این اصل است که «ممکن است من اشتباه کنم». این شک، نه برای نابودی اندیشه، بلکه برای تصفیه و استحکام بخشیدن به آن است. هر فکر، ادعا و عقیدهای را بدون تعصب میپذیرد که مورد پرسش قرار گیرد.

تفکر نقادانه (Critical Thinking): این ابزار اصلی این هنر است. یعنی:

شناسایی جهت گیری های ذهنی: فهمیدن اینکه شناخت ما از جهان، از طریق فیلترهای شخصی، فرهنگی و اجتماعی ما عبور میکند و همیشه عینی نیست.

تجزیه و تحلیل استدلالها: جدا کردن ادعاها از شواهد، تشخیص مغالطات منطقی (مثلاً حمله به شخص به جای استدلال، یا علت شمردن چیزی که صرفاً مقدم بر آن است) و ارزیابی اعتبار منابع.

پرسشگری عمیق: پرسیدن سوالاتی مانند:

«چطور این را میدانی؟»،

«چه شواهدی وجود دارد؟»

«اگر این نادرست باشد، چه Consequences (پیامدهایی) خواهد داشت؟»

«آیا توضیح یا زاویه دید دیگری وجود دارد؟»

تفکر سیستمی: درک اینکه پدیده ها در همه جایی وجود ندارند، بلکه بخشی از یک شبکه به هم پیوسته از علت ها و معلول ها هستند. به جای دید خطی (محور X و Y)، به دنبال حلقه های باز خوردی و ارتباطات پیچیده میگردد.

تلفیق دانشها (Interdisciplinary Thinking): درست اندیشیدن محدود به یک رشته نیست. برای فهم یک پدیده اجتماعی ممکن است نیاز به روانشناسی، اقتصاد، تاریخ و جامعه شناسی داشته باشیم. این هنر، مرزهای دانش را درمی نوردد.

سکوت و تأمل: بخشی از این هنر، نه در تفکر مداوم، بلکه در مکث کردن و اجازه دادن به نا خود آگاه برای پردازش اطلاعات است. گاهی بهترین ایدهها در لحظات سکوت می آیند.

۲. «چه» میخواهد؟ (اهداف ، مقاصد و چشم انداز)

«هنر درست اندیشیدن» یک تلاش بیهوده نیست. اهداف متعالی دارد:

کشف حقیقت : هدف عالی آن رسیدن به نزدیکترین تصویر ممکن از واقعیت است، نه اثبات اینکه «حق با من است ». این هنر، فروتنی فکری میآورد.

اتخاذ تصمیم های wiser (خردمندانه تر): چه در زندگی شخصی ،اداری ، چه در کسب ، کار و چه در جامعه، تصمیماتی که بر پایه تفکر درست گرفته شوند، پیامدهای به مراتب بهتری دارند و از اقدامات نسنجیده و احساسی جلوگیری می کنند.

رهایی از جهل و پافشاری : این هنر، فرد را از بند پیش فرض های اثبات نشده، شایعات، propaganda (تبلیغات) و manipulation (دستکاری) رسانهای رها میکند. فردی که درست میاندیشد، به سختی قابل کنترل و هدایت توسط دیگران است.

خلق معنای عمیقتر: با کنار زدن لایه های سطحی، به عمق مسائل میرود و درک غنیتری از جهان، روابط انسانی و خودِ زندگی پیدا میکند. این همان جنبه «هنری» داستان است که با زیبایی شناسی حقیقت پیوند میخورد.

ارتباط مؤثرتر: کسی که درست میاندیشد، میتواند افکار خود را واضح، ساختار یافته و مبتنی بر استدلال بیان کند و همچنین بهتر به حرفهای دیگران گوش دهد و آنها را بفهمد.

 

 جمع بندی نهایی:

«هنر درست اندیشیدن» میخواهد انسان را از یک موجود واکنش پذیر (که بر اساس غریزه، احساس لحظه ای و القائات دیگران عمل میکند) به یک موجود کنشگر آگاه تبدیل کند.

چگونه؟

با مجهز کردن او به ابزارهای پرسشگری، تحلیل، شکاکیت سازنده و تفکر سیستمی.

چه میخواهد؟

میخواهد به حقیقت، آزادی فکری، تصمیم گیری خردمندانه و درک عمیق تری از زندگی دست یابد.

این هنر، یک مقصد نیست، بلکه یک سفر همیشگی است. همانطور که «اریک فروم» میگوید: «عشق یک هنر است» (و نیاز به یادگیری و تمرین دارد)، درست اندیشیدن نیز بزرگترین هنری است که انسان میتواند در خود پرورش دهد، زیرا اساس همه دستاوردهای دیگر بشری است.

یک دیدگاه بنویسید
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با * مشخص شده اند